با سلاماین وبلاگ جهت معرفی هر بیشتر سبزوار دیار سربداران ،شهر دیرینه های پایدار راه اندازی شده است. سرود زیبای سبزواردیار سربدارن سبزواره زمینش آسمان افتخارهمزار سوز آن شازده شعیبهقدیمی مسجد آن پامناره دیار شیعه و آیات عظمی حکیم و کاشفی و عبدالاعلیشهیدانش جوانمردان دینند که در انگشتری دین نگینندسلام ای شهر علم و عاشقی ها صف اسرار ها و بیهقی ها اگر از آسمون خنجر بیایه اگر تیمور با لشگر بیایهدل از آئین و دینم بر ندارم که اهل سبزوارم سربدارمای شهر کهن بیهق سرسبز و گل افشان باشدر سایه پر نور خورشید خراسان باشچون پرچم خسرو گرد از آجر ایمان استهم مهر تو جاویدان، هم عشق تو ایران است
برچسب:
نویسنده: رضا نوری
روزگاری ابرشهر بود، امروز دیگر نیست. امروز بیشتر حقارت است که از سر و روی آن می بارد. شهری کوچک که مدام در حال کینه توزی و خصومت ورزی با همسایگان دیوار به دیوار خود است. شهری که همنشینی با آن خوشایند نیست و دائما نیش و کنایه و هجمه است که از طرف آن به سمت همسایگانش روانه می شود. آری این نیشابور کوچک امروزی دیگر آن نیشابور بزرگی نیست که از آن خیام و عطار بر میخواست و محبوب ایران بود. این نیشابور امروز خانه کینه و جنگ است. چهره ای سیاه که فقط یک نمونه از آن در ماجرای مهمان کشی فرهنگسرای سیمرغ به دست هاجر چنارانی رونمایی شد. [می نویسیم فرهنگسرای سیمرغ، بخوانید سرای بی فرهنگی نیشابور]
برچسب:
نویسنده: رضا نوری